
۱
براي سعيد توكلّي
هر بار كه چاي مينوشم
فنجاني براي تو ميريزم
در هر قهوهخانه
قلياني براي تو ميگيرم
من و تو طرحي كوتاهيم
دنيا
قصيدهاي بلند است*
من و تو
ماهيان لجبازيم
كه خلاف جريان باد ميدويم
برايم ني بزن يار
چوپان غمگينم
گرگها به دلم
دلتنگي به گلويم زدهاست.
مرا گرم كن يار
جنوب جهان سرد است.
۱/۳/۲۰۰۸

با سپاس ازاستقبالي كه ازمجموعه" من گرگ خيالبافي هستم" شد،كساني كه مايل به دريافت مجموعه هستند ميتوانند پست قبلی این وبلاگ را مرور کنند وبه اين ايميل بنويسند elyas982@yahoo.com و پس از دريافت كتاب مبلغ را بدون هزینه پست به شماره حساب (۴۲۱۳۵۶۸۳۰۸ - کد شعبه ۴۰۶۰- عابربانک تجارت- به نام لطیفه جعفری) واریز کنند.
۳
طوق زرّين همه بر گردن خَر ميبينم
تنها سرم درد ميگيرد، تنها افسردهتر و شكستهتر ميشوم. سرم را پايين مياندازم و به آرامي روزنامه را در زبالهداني ميپرتم. چيزهايي اتفاق ميافتد كه باوركردنش سخت است. هميشه ما داد زدهايم كه " مولانا" از ماست. " ابوعلي سينا" از ماست، " بيدل"، " سيدجمالالدين" و هزاران ديگر و مدام ميناليم كه چرا كشورهاي همسايه آنها را ايراني، تركي، يا هندي ميخوانند. اما حقيقت اين است كه ما كاري براي آنها نكردهايم. درست است كه وضعيت كشور هميشه بحراني بوده و هست اما واقعا ما ميراثداران خلفي نبودهايم و نيستيم. و تازه وزير فرهنگمان دستور ميدهد تا به جاي كلمه نامانوس و بيگانه " نگارستان"، واژه ناب و اصيل " گالري" را استفاده كنيم. ميخواستم يك مطلب طولاني بنويسم اما هيچ حوصلهاش را ندارم. يكي از دوستان عزيزم مطلب جالبي در اين مورد دارد،(ببينيد "وزير بيفرهنگ فرهنگ"). تنها به همین بیت حافظ بسنده می کنم:
اسب تازي شده مجروح به زير پالان طوق زرّين همه بر گردن خر ميبينم
۴
رادا اكبر

او را از سالها پيش ميشناسم. اولين بار به جلسه درّدري آمده بود با چند كاغذ پوشيده. ساكت و آرام يك گوشهاي نشست و تا آخر جلسه هيچ گپ نزده بود. كسي به من گفت كه او نقاشي ميكند و اين شد كه از او خواستم كارهايش را نشانم بدهد و او كاغذهاي پوشيدهاش را بيرون و آورد و من با ديدن هر طرح، انگشت به دهان ميماندم و بيشتر حسود ميشدم( آخر من هم آن زمانها مثلا رسامي و نقاشي ميكردم). آن دختر يك استعداد بود، يك نبوغي در قلممويش بود. او براي مجله " خطّ سوم" طرح ميكشيد. حالا شايد 5 سالي ميگذرد و او اكنون در كابل است. براي يك شركت خصوصي كار طراحي كتاب ميكند. و براي چندين مجله طراحي می کند. رادا يكي از نقاشان نخستین نمايشگاه نفاشي مدرن زنان افغانستان است که به تازه گی در کابل گشایش یافته است. اين خبر بسيار شادم كرد. اين نمايشگاه به نوبه خود يك حركت منحصر به فرد و شگفت هست. اميدوارم رادا اكبر و کسانی چون او همچنان بكشند و بيافرينند.
۵
لطفا اين نوشته از شهرزاد را بخوانيد. غوطه زدن در خود
۶
خاطرات يك تروريست
( براي خواندن ادامه اين نوشته، گزينه ادامه مطلب در پايين را كليك كنيد)